آشنایی‌زدایی زبانی و بلاغی در شعر حسین پناهی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد انار

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد انار، دانشگاه آزاد اسلامی، انار، ایران (نویسنده مسئول)

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد بردسیر، دانشگاه آزاد اسلامی، بردسیر؛ ایران

10.22075/jlrs.2021.23428.1915

چکیده

گاهی شاعر برای پاک کردن غبار عادت از واژگان، دست به تغییر در ترکیب و ساخت کلمات و ترکیبات و نحو جملات می‌زند. به این تغییر و تحوّل و عادی‌زدایی، آشنایی‌زدایی می‌گویند. آشنایی‌زدایی در پی آن است که در خواننده و شنونده تأثیر بگذارد و او را به اوج التذاذ برساند. پس برای این منظور، دنیای آشنا و معمولی زبان را درهم می‌ریزد؛ بدین صورت که کلمات در معنای مألوف و عادی خود استفاده نمی‌شوند؛ بلکه در زبانی ماورای زبان معیار و گفتار به کار می‌روند که همان زبان شعر است. آشنایی‌زدایی یکی از پرکاربردترین شگردهای ادبی حسین پناهی در زبان شعر است که از طریق ایجاد فاصله از نُرم‌های رایج زبانی و ادبی، درک حسّی انسان را از زندگی توسعه می‌دهد و موجب تولید جهانی نوین می‌گردد. نتیجۀ این درک و دریافت متفاوت، موجبات لذّت ادبی را که همانا یکی از غایت‌های ادبیات است، فراهم می‌کند. با بررسی اشعار حسین پناهی، افزون بر یافتن مصادیقی برای آنچه به‌عنوان شیوه‌های برجسته‌سازی برشمرده‌اند، به نمونه‌هایی دست می‌یابیم که زبان را آشنایی‌زدایی می‌کند. بیشترین جلوه‌های آشنایی‌زدایی در سطح آوایی، به‌صورت کاربرد نام‌آوا و زبان گفتاری و نیز سطح استعاری و بیان صحنه‌های تجسّمی در زبان است. او همچنین از پتانسیل نحوی و لغوی برای عبور از مرزهای هنجاری زبان جاری استفاده کرده است. این پژوهش که به روش تحلیل محتوا با رویکرد توصیفی- تحلیلی انجام شده، سروده‌های شاعر معاصر، حسین پناهی را از نظر آشنایی‌زدایی زبانی و بلاغی مورد بررسی قرار می‌دهد. از مجموع بررسی‌های به‌عمل‌آمده مشاهده شد که در شعر پناهی انواع هنجارگریزی‌ها وجود دارد که هنجارگریزی نحوی، تکرار، آشنایی‌‌زدایی معنایی با زیرمجموعه‌هایشان بررسی و نمونه‌هایی از آن ذکر شد. استفاده از آشنایی‌زدایی در اشعار پناهی هم از لحاظ زبانی به قوّت شعر وی مدد رسانده و هم به زیبایی و غنای بیشتر شعر او در کنار رسانندگی و ایصال منجر شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Linguistic and rhetoric Defamiliarization in Hossein Panahi's poetry

نویسندگان [English]

  • Mehran Sadeghi Gogari 1
  • Pouran Yousefipour Kermani 2
  • Hooshmand Esfandiyarpoor 3
1 Phd Student of Islamic Azad University, Anar, Iran
2 Assistant, Department of Persian Language and Literature, Islamic Azad University, Anar, Iran
3 Assistant Professor of Persian Language and Literature, Islamic Azad University, Bardsir unit, .Iran
چکیده [English]

To remove the sense of habituation from words, the poet sometimes make changes in word combinations as well as structure and syntax. This de-habituation is called defamiliarization, which aims to impress the reader by giving him/her a sense of pleasure. To that end, the poet distort the familiar world of language by using the words other than their normal and habitual way, which is indeed the language of poetry. Defamiliarization is one of the most widely used literary techniques in Hossein Panahi’s poetry. The technique develops the human sensory understanding of life and creates a new world by creating a distance from common linguistic and literary norms. The result of this different understanding and perception provides the pleasure that is one of the literature ends. The conclusion is that, by examining the poems of Hossein Panahi, in addition to finding examples of what have been enumerated as foregrounding, we find examples that de-familiarize the language. Most of the manifestations of defamiliarization are in the form of phonetic names and spoken language at the phonetic level, and expression of visual scenes in language at the metaphorical level. He also used the syntactic and lexical potential to cross the normative boundaries of the current language. This research, conducted by content analysis method with a descriptive-analytical approach, examines the poems of the contemporary poet Hossein Panahi from the perspective of linguistic and rhetorical de-familiarization. The analyses revealed that Panahi’s poetry depicts various forms of deviation, among which syntactic deviation, repetition, conceptual defamiliarization were discussed and examples were provided. In Panahi’s poetry, defamiliarization has both helped to enrich the language and generate beauty and fluency in conveying the message.   

کلیدواژه‌ها [English]

  • Defamiliarization
  • deviation
  • language
  • Rhetorics
  • Hossein Panahi
-­ احمدی، بابک (1386)، ساختار و تأویل متن، تهران: مرکز.
- باقری، مهری (1378)، مقدّمات زبان‌شناسی. تهران: قطره.
- پناهی، حسین (1384)، سال‌هاست که مرده‌ام، چ 2، تهران: دارینوش.
-  پناهی، حسین(1383)، سلام خداحافظ، تهران: دارینوش.
-  پناهی، حسین (1389) به وقت گرینویچ، چ 2، تهران: دارینوش.
-  پناهی، حسین (1389)، کابوس‌های روسی، چ 5، تهران: دارینوش.
-  پناهی، حسین (1384)، ستاره‌ها، تهران: دارینوش.
-  پناهی، حسین (1391)، نمی‌دانم‌ها، چ 4، تهران: دارینوش.
-  پناهی، حسین (1389)، نامه‌هایی به آنا، چ 3، تهران: نیل.
 -  پناهی، حسین (1397)، نامه‌هایی به آنا 2، تهران: دارینوش.
-  پناهی، حسین (1384)، من و نازی، تهران: دارینوش.
-  پناهی، حسین (1390)، راه با رفیق، چ 14، تهران: دارینوش.
- حاذق‌نژاد، آرش (1390)، تحلیل عناصر زبانی شعر پناهی از دیدگاه سبک‌شناختی، پژوهش‌نامۀ فرهنگ و ادب، سال 7، شمارة 12، صص 85-110.
- خواجات، بهزاد (1387)، عوامل ایجاد ابهام در شعر معاصر فارسی، ادبیات عرفانی و اسطوره‌شناختی، دورة 4،‌ شمارة 11، صص 75-97.
- رضویان، حسین و مریم جلیلی دوآب (1381)، بازتاب گویش ‌لری در آثار حسین پناهی، مجلة فرهنگ و ادبیات عامه، سال 5، شمارة 18، صص 1-28.
- سنگری، محمّدرضا (1386)، پرسه در سایۀ خورشید، چ 1، تهران: لوح زرّین.
- شمیسا، سیروس (1386)، بیان، تهران: میترا.
- شفیعی کدکنی، محمّدرضا (1385)، موسیقی شعر، چ 9، تهران: آگاه.
- صادقیان، سمیّه (1393)، آشنایی‌زدایی زبانی در آثار داستانی جلال آل‌احمد (با تکیه بر مدیر مدرسه و پنج داستان)، مجلة مطالعات زبانی و بلاغی دانشگاه سمنان، سال 5، شماة 10، صص 126-105.
- عبادی، آزاده و الخاص ویسی (1396)، بررسی تطبیقی اشکال هنجارگریزی در شعر پناهی و منوچهر آتشی، فصلنامة مطالعات ادبیات تطبیقی، شمارة 41، صص 83-97.
- عبّاسی، حبیب‌الله (1387)، سفرنامۀ باران (نقد و تحلیل اشعار دکتر شفیعی کدکنی)، تهران: روزگار.
- علوی مقدّم، مهیار (1377)، نظریه‌های نقد ادبی معاصر (صورت‌گرایی و ساختارگرایی)، تهران: سمت.
- صفوی، کوروش (1383)، از زبان‌شناسی به ادبیات، ج 1، چ 1، تهران: سورۀ مهر.
- فالر، راجر (1369)، زبان‌شناسی و نقد ادبی، ترجمۀ مریم خوزان و حسین پاینده، تهران: نی.
- نورپیشه، محسن (1388)، فراهنجارهای دستوری در شعر معاصر، بهارستان سخن (ادبیات فارسی)، شمارة 13، صص 169-202.
-Cole, Bruce (1991), Simon and Schuster, Art of the Western World: From Ancient Greece to Post Modernism.
Biography". D.C. Douglas. Retrieved December 19, 2010.