<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات زبانی و بلاغی</title>
    <link>https://rhetorical.semnan.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات زبانی و بلاغی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>زبان طنز در میانه ادب و بی‌ادبی: تحلیل بین‌رشته‌ای راهبردهای کالپپر در طنز فارسی</title>
      <link>https://rhetorical.semnan.ac.ir/article_10648.html</link>
      <description>مطالعه خشونت کلامی و بی‌ادبی کلامی، به‌ویژه در گفتمان طنزآمیز، بخش مهمی از تحقیقات زبان‌شناسی و تحلیل گفتمان را تشکیل می‌دهد. با وجود پیشرفت‌های نظری در حوزه بی‌ادبی، تحلیل نظام‌مند این پدیده در متون طنز فارسی، بر اساس چارچوب نظری کالپپر، توجه کمی را به خود جلب کرده است. پژوهش حاضر با بررسی راهبردهای بی‌ادبی در چهار اثر طنز برجسته فارسی از دوره‌های تاریخی مختلف - از جمله آثار عبید زاکانی (1301)، دهخدا، ایرج پزشکزاد (1958) و آیدین سیار سریع (2019) - قصد دارد این خلأ علمی را پر کند تا پرکاربردترین و کم‌کاربردترین راهبردهای بی‌ادبی در این آثار را شناسایی کند و از این طریق روند تکاملی ‌بکارگیری این راهبردها را در طنز فارسی از گذشته تا به امروز نشان دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد که راهبردهای بی‌ادبی منفی و غیرمستقیم، به عنوان کنش‌های تهدیدکننده وجهه، بیشترین فراوانی را در آثار مورد بررسی دارند. کمترین موارد در حوزه کنش‌های تهدیدکننده هنجار اجتماعی قرار می‌گیرند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که طنز فارسی، بویژه از دوران مشروطه به بعد، از اقدامات تهدیدکننده هنجارهای اجتماعی به سمت استراتژی‌های محافظه‌کارانه‌تر تکامل یافته است. تغییر در الگوی بی‌ادبی در طنز فارسی مستقیماً با تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران مرتبط است، به طوری که در دوره‌های تشدید محدودیت‌های سیاسی، طنزپردازان از بی‌ادبی منفی و استراتژی‌های غیرمستقیم برای نقد قدرت استفاده کرده‌اند. این مطالعه نشان می‌دهد که طنز فارسی بازتاب سنت‌های جمع‌گرایانه، فشارهای ایدئولوژیک و مقاومت است. بی‌ادبی امکان نقد غیرمستقیم را فراهم می‌کند و &amp;amp;laquo;تمسخر محترمانه&amp;amp;raquo; را با زبان استعاری برای فرار از سانسور ترکیب می‌کند و نقش طنز را در مخالفت نمادین و گفتمان فرهنگی حفظ می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر سن، جنسیت و نوع تکلیف بر درک استعاره‌های تجسم‌یافته در کودکان فارسی‌زبان</title>
      <link>https://rhetorical.semnan.ac.ir/article_10667.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی تأثیر سن (8 و 12 سالگی)، جنسیت و نوع تکلیف (دیداری/شنیداری) بر درک استعاره‌های تجسم‌یافته مرتبط با اندام‌های حسی-حرکتی (چشم، گوش، دست و پا) در کودکان فارسی‌زبان می‌پردازد. با استفاده از طرح مقطعی، 160 کودک دبستانی آزمون‌های درک استعاره را در دو قالب دیداری (تصویر-محور) و شنیداری (داستان-محور) تکمیل کردند. یافته‌ها تفاوت‌های رشدی را نشان داد: کودکان 8 ساله درک بهتری از استعاره‌های مرتبط با دست داشتند، در حالی که کودکان 12 ساله در استعاره‌های مرتبط با چشم در تکالیف دیداری و استعاره‌های مرتبط با گوش در تکالیف شنیداری عملکرد بهتری نشان دادند. اثرات جنسیتی در گروه‌های سنی مختلف مشاهده شد - پسران 8 ساله در استعاره‌های شنیداری مرتبط با پا عملکرد بهتری داشتند، در حالی که دختران در استعاره‌های دیداری مرتبط با دست از پسران پیشی گرفتند. در بین کودکان 12 ساله، دختران در چندین دسته عملکرد برتری داشتند: استعاره‌های مرتبط با گوش و استعاره‌های مرتبط با دست. نتایج همچنین نشان‌دهنده‌ی همبستگی مثبت بین استعاره‌ها، نوع تکلیف آزمون (دیداری و شنیداری) و کانال حسی (گوش‌ها و چشم‌ها) مرتبط با استعاره بود. این یافته‌ها نشان می‌دهد که: (1) درک استعاره تجسم‌یافته با افزایش سن از حوزه‌های حسی لمسی به حوزه‌های حسی انتهایی تغییر می‌کند، (2) تفاوت‌های جنسیتی در پردازش استعاره تا سن 8 سالگی ظاهر می‌شوند و تا سن 12 سالگی تشدید می‌شوند، و (3) تخصص کانال حسی با رشد شناختی برجسته‌تر می‌شود. این مطالعه شواهد تجربی برای طراحی مطالب زبانی متناسب با سن و جنس در زمینه‌های آموزشی ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی به کارگیری نقش نماهای گفتمانی از سوی نویسندگان بومی انگلیسی زبان و نویسندگان غیرانگلیسی زبان ایرانی در چکیده مقالات انگلیسی در حوزۀ پزشکی</title>
      <link>https://rhetorical.semnan.ac.ir/article_9574.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی استفاده از نفش‌نماهای گفتمانی در چکیدۀ مقالات انگلیسی در حوزۀ پزشکی که توسط نویسندگان بومی انگلیسی‌زبان و نویسندگان غیرانگلیسی‌زبان ایرانی نگاشته شده، می‌پردازد. بدین منظور، مجموعِ 102 چکیده انگلیسی- 51 چکیدۀ انگلیسیِ نویسندگان بومی انگلیسی‌زبان و 51 چکیدۀ انگلیسیِ نویسندگان غیرانگلیسی‌زبان ایرانی- در چارچوب پیشنهادی هایلند و تسی (2004) تحلیل شدند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر دو گروه از نقش‌نماهای گفتمانی تعاملی بیشتر از نقش‌نماهای گفتمانی تبادلی استفاده می‌کنند. هیچ تفاوت معناداری بین دو گروه از حیث استفاده از نقش‌نماهای گفتمانی تبادلی مشاهده نشد. با وجود این، نویسندگان بومی انگلیسی‌زبان در مقایسه با نویسندگان غیرانگلیسی‌زبان ایرانی از نقش‌نماهای گفتمانی تعاملی بیشتر استفاده کرده بودند. اگر چه، هیچ تفاوتی در زیرگروه‌های نقش‌نماهای گفتمانی تبادلی (تردیدنماها، تقویت‌کننده‌ها، ارجاع‌های به خود، نگرش‌نما‌ها، نقش‌نماهای مشارکت‌جویی) وجود نداشت، اما در استفاده از نقش‌نمای چارچوب که نوعی نقش‌نمای گفتمانی تعاملی به حساب می‌آید، تفاوت معنادار مشاهده شد. همچنین در استفاده از نقش‌نماهای انتقالی، نقش‌نماهای مفهوم‌نما، گواه‌نماها، نقش‌نماهای درون‌متنی تفاوتی وجود نداشت. تردیدنما‌ها، تقویت‌کننده‌ها، ارجاع‌های به خود، نگرش‌نماها، نقش‌نماهای مشارکت‌جویی به ترتیب بیشترین فراوانی را بین انواع نقش‌نماهای گفتمانی تبادلی داشتند. در مقابل، از میان نقش‌نماهای تعاملی، نفش‌نماهای انتقالی و چارچوب بیشترین فراوانی را داشتند و بعد از آنها نیز نقش‌نماهای مفهوم‌نما از بیشترین فراوانی برخوردار بود؛ در صورتی که گواه‌نماها و نقش‌نماهای درون متنی کمترین فراوانی را داشتند. نتایج مبین اهمیت نقش‌نماهای گفتمانی در شکل‌گیری و ارتقای پیوستگی و سازماندهی در نگارش دانشگاهی در حوزه پزشکی است. شایان توجه است که بین دو گروه از حیث استفاده از نقش‌نماهای گفتمانی شباهت‌هایی مشاهده شد که ممکن است مختص حوزه پزشکی باشد. از این‌رو، طراحی محتوای آموزشی مخصوص برای استفاده مؤثر از نقش‌نماهای گفتمانی ضروری است. علاوه بر این، یکی از مسائل اساسی در طراحی برنامه‌های آموزشی برای افزایش مهارتهای دانشگاهی، توجه به پیش‌زمینه-های آموزشی و فرهنگی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش‌های زبان و کارکردهای بدیع</title>
      <link>https://rhetorical.semnan.ac.ir/article_9938.html</link>
      <description>بلاغت در سنت مطالعات ادبی ما، شامل علوم معانی، بیان و بدیع است. بدیع امروز اگر چه دانشی مجزا و از ابزارهای ادبیت متن به شمار می‌رود، اما علمای بلاغت آن را ذیل معانی و بیان می‌دانستند و دانشی مستقل به شمار نمی‌آوردند. این عدم استقلال با مفاهیمی همچون فرعی بودن و زینتی بودن همراه است که از تعریف بدیع قابل دریافت است. هدف این مقاله بررسی علل و عوامل شکل‌گیری این دیدگاه با رویکردی تاریخی- زبانشناختی و با روش اسنادی است. چگونگی تکوین علوم بلاغی در تمدن اسلامی، نشان می‌دهد این علوم در پی تبیین علل اعجاز قرآن کریم مورد توجه قرار گرفته و به وجود آمده‌اند. تفاوت ماهیت زبان وحی و ویژگی‌های آن با زبان شعر و تعریف آن، نقش مهمی در شکل‌گیری این دیدگاه داشته که در این مقاله با استفاده از نظریه ارتباط یاکوبسن و دیدگاه‌های فرمالیستی تبیین شده و رابطه میان نقش‌های زبان و کارکردهای بدیع با توجه به علل اربعه ارسطو واکاوی شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اغراق در خدمت آرمان: نگاهی دیگرگونه به کارکرد اغراق در قصاید مدحی انوری</title>
      <link>https://rhetorical.semnan.ac.ir/article_9990.html</link>
      <description>قصاید مدحی انوری، شاعر برجسته‌ی قرن ششم هجری، به دلیل بهره‌گیری از تمهیدات ادبی خلاقانه و نوآوری‌های بی‌بدیل، همواره در کانون توجه ادیبان و محققان بوده است. با این حال، اغراق‌های موجود در مدایح وی که به توصیف ممدوحان اختصاص دارد، موضوعی مناقشه‌برانگیز بوده و تفاسیر متفاوتی درباره‌ی چرایی آن ارائه شده است. دیدگاه‌های رایج، این ویژگی را به عواملی همچون نیازهای معیشتی، ساختار استبدادی دربار سلجوقی و رقابت‌های ادبی شدید میان شاعران نسبت می‌دهند. در این پژوهش، با رویکردی بازنگرانه و بدون قصد تطهیر یا توجیه این رفتار، تلاش شده است با تکیه بر نظریات فارابی درباره‌ی تأثیرگذاری تخیلی شعر و جایگاه شاعر در ساختار درباری، چشم‌انداز متفاوتی ارائه شود. این امکان مطرح است که انوری، در فرایند مدیحه‌سرایی، فقط در پی کسب صله نبوده، بلکه هم‌زمان کوشیده است از ظرفیت‌های اغراق برای القای فضایل اخلاقی و تربیت درباریان، آنگونه که فارابی بدان معتقد است، نیز بهره گیرد. به بیان دیگر، اغراق نزد انوری، نوعی بازی دو‌سر‌سود بوده است: هرچه ممدوح به تصویر ارائه‌شده نزدیک‌تر می‌شد، دربار نیرومندتر و منسجم‌تر می‌گردید و شاعر نیز از اعتباری بیشتر و صله‌ای فراوان‌تر برخوردار می‌شد. تحلیل قصاید وی، بر اساس نسخه‌ی تصحیح‌شده‌ی مدرس رضوی، نشان می‌دهد که انوری، با استفاده‌ی ماهرانه از اغراق، سرایش قصاید مقتضب و گسترش دامنه‌ی مخاطبان مدایحش تلاش کرده است فضایی آرمانی خلق کند که در آن ممدوحان با احساس تعهد اخلاقی و انگیزه‌ای برای تقویت فضایل مطلوب مواجه شوند. نتایج پژوهش، این احتمال را تقویت می‌کند که انوری فراتر از یک مداح صرف، شاعر اندیشمندی بوده که قصیده را علاوه بر عاملی برای سود مادی، به ابزاری هنرمندانه برای تأدیب و اصلاح اخلاقی درباریان بدل ساخته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معانی لُغوی و اصطلاحی لاسَکَوی و بررسی عروضی این نوع شعر</title>
      <link>https://rhetorical.semnan.ac.ir/article_10197.html</link>
      <description>اغلب فرهنگ‌نویسان بر اساس یک شاهد شعری از دیوان منوچهری دامغانی، لاسکوی را یکی از مدخل‌های خود قرار داده و با اندکی اختلاف در تلفظ واژه، آن را نوعی پرندۀ کوچک و خوش‌آواز معنا کرده‌اند، اما پژوهشگران در قرن اخیر با توجه به ورود آن در معیار الاشعار متوجه شده‌اند که این کلمه باید اصطلاحی بوده باشد که بر نوعی شعر با وزنی خاص دلالت داشته باشد. امروزه با در دست داشتن تصحیح جدیدی از دیوان منوچهری و روایت دیگری از بیت مورد نظر و همچنین در دست داشتن دو نمونه برای لاسکوی، می‌توان احتمال داد که اولاً تلفظ آن به صورت لاسَکَوی (lāsakavī) بوده و آن نوعی شعر بوده است که دو بیت داشته و نه به زبان دری که بر یکی از گویش‌های فارسی و ترجیحاً گویش طبری سروده می‌شده است. همچنین آرایش قافیۀ آن مانند رباعی و وزن آن هم نزدیک به وزن رباعی بوده، اما به طور کامل از آن پیروی نمی‌کرده است، زیرا نظام عروض کمّی بر آن حاکم نبوده است. روش پژوهش در این مقاله روش تاریخی- تحلیلی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاهی معنادار بر تلمیحات ایرانیِ تاریخ جهانگشای جوینی</title>
      <link>https://rhetorical.semnan.ac.ir/article_10237.html</link>
      <description>تلمیح که از مباحث علم بدیع معنوی است، اقسام گوناگونی دارد. یکی از این گونه‌ها، تلمیح به عناصر ایرانی است که از نخستین ادوار شعر فارسی مورد توجه شاعران و نویسندگان فارسی زبان بوده است اما به تدریج و با گسترش مظاهر فرهنگ اسلام در ایران و ورود عناصر غیرایرانی، از شدت توجه به این تلمیحات کاسته شده است. با وجود این، بسامد تلمیحات ایرانی مندرج در تاریخ جهانگشا در این قرن و نیز استفاده از تلمیحات شاذ و نادر که کمتر مورد توجه گذشتگان قرار می‌گرفت، نشان از این دارد که عطاملک جوینی گویا در اثر خود بنا به اهداف و اغراضی از این تلمیحات ایرانی سود می‌جوید. در این پژوهش که مبتنی بر روش توصیفی-تحلیلی است، درصدد آن هستیم تا با بررسی تلمیحات ایرانیِ تاریخ جهانگشای جوینی به این اهداف و اغراض پی ببریم و در کنار آن دلایل برجسته‌سازی تلمیحات نادر و کم کاربرد را نیز واکاویم. از رهرو این تحقیق و بررسی دریافتیم که اهدافی چون: اغراق در مدح، تعریض به مغولان، برافروختن شعلة وحدت و ملیت و ایجاد روحیه امیدواری در بین ایرانیان، حفظ اصالت‌های زبان فارسی، ایجاد تعادل در متن، علاقه شخصی به عناصر ایرانی و... از اهداف به کارگیری تلمیحات ایرانی جوینی بوده است. همچنین عواملی مانند: ابتکار در فنّی‌نویسی، دوری از تکرار، مضمون‌آفرینی و الگوسازی برای آینده، موجب برجسته‌سازی تلمیحات ایرانی کم کاربرد و نادر در تاریخ جهانگشا شده است و جوینی را نه فقط به عنوان یک تاریخ‌نگار، بلکه به عنوان یک حافظ فرهنگ و هویت ایرانی در قرن هفتم نیز نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعة ساختاری و معنایی برخی اعلام ترکی مسامره الاخبار آقسرایی</title>
      <link>https://rhetorical.semnan.ac.ir/article_10357.html</link>
      <description>تاریخ سلاجقه یا مسامره الاخبار و مسایره الاخیار کتابی کم‌نظیر در ذکر اوضاع تاریخ سلجوقیان، مغول و پادشاهان روم از خواجه کریم‌الدین محمود بن محمد آقسرایی است که به زبان فارسی نوشته شده‌است. به دلیل پرداختن به نکات تاریخی و اجتماعی آن دوره، در آن از نام‌های بسیاری از پادشاهان، وزرا و بزرگان آن دوره یاد شده است که تعداد زیادی از آنها به زبان ترکی و مغولی است. هرچند متن کتاب مذکور به زبان فارسی است و مولف تلاش کرده‌ است تا علاوه بر رعایت مولفه‌های زبان مستحکم دوران خود، از صنایع ادبی، ضرب المثل‌ها و دیگر فنون ادبی اثر خود را یکی از کتاب‌های قابل توجه عصر خود معرفی کند، همچنان دربرخی عبارات و جملاتش آثاری از زبان ترکی را در خود دارد. متأسفانه به دلیل ناآشنایی با زبان ترکی، تلفظ نادرست بسیاری از این اعلام حتی در میان محققان تاریخ و ادبیات رواج یافته و در بسیاری از موارد موجب درک نادرستی از معنای آن اسامی شده است. با در نظر گرفتن اهمیت تلفظ اعلام در خوانش درست تمام متن و دریافت معنای درست آنها، پژوهش حاضر تلاش دارد در تحقیقی کتابخانه‌ای و میدانی با استناد به فرهنگ لغت‌های ترکی و استفاده از استدلال‌های روشمند زبان‌شناختی همچون بررسی ریشة کلمات، مقایسه کلمات با هم‌خانواده‌ها، جانشینی در عبارات و جملات دیگر و مصاحبه با سالمندان مناطق گوناگون ترک‌زبان، خوانش درست بعضی از اعلام این کتاب و معنای نزدیک به واقع آنها را تبیین کند. از این رو بیست و یک اسم خاص از میان اعلام این کتاب که به نظر بیشتر از باقی اعلام پیچیدگی داشت و نیز مواردی که دربردارندة نکات زبانی بودند انتخاب و شرح شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتباطهای غیرکلامی در درفش کاویان حمید مصدق بر پایۀ نظریۀ جنبش‌شناسی بیرد ویسل (1971)</title>
      <link>https://rhetorical.semnan.ac.ir/article_10385.html</link>
      <description>فهم درست از ارتباطات غیرکلامی و رمزگشایی از پیام آنها، در درک شعر شاعران تأثیر بسزایی دارد و اصولاً شناخت سبک شعری، جهان بینی، هنر شاعری و ادبیت کلام یک شاعر، بدون تفسیر رفتارهای غیرکلامی وی ممکن نیست. هدف از پژوهش فوق، بررسی و تحلیل منظومۀ حماسی درفشِ کاویان، سرودۀ حمید مصدق از منظر به کارگیریِ ارتباطات غیرکلامی و رمزگشایی از نشانگرهای غیرکلامی این نوع ارتباط است. این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی، ضمن بررسی انواع ابزارهای ارتباط غیرکلامی و میزان استفادۀ مصدّق از این عناصر، به دنبال آن است تا تأثیر و کارکرد هر یک از آنها را در انتقال پیام، باروری و فرآیند هنری شدن کلام شاعر مورد ارزیابی قرار دهد. برای دست‌یابی به این هدف، پس از بررسی مجموعه، این ابزارها در 6 مقولۀ وضع ظاهری، حرکت اندامها، رفتارهای چهره، پیرازبان، مصنوعات و بساوایی و چند زیرمقوله، دسته بندی و شواهد شعری هر یک بر مبنای نظریۀ جنبش شناسی بیرد ویسل تفسیر و رمزگشایی شده‌ است. رهیافت پژوهش بیانگر آن است که مصدّق به منظورِ ترسیم محیط یأس‌آور و خفقان زدۀ عصر خویش و برای یادکرد قیام کاوه و ایجاد فضایی حماسی و اغرای مردم ظلم پذیرفته برای خیزشی کاوه‌گونه، از ابزارهای غیرکلامی متناسبی استفاده کرده است. در انتقال مفاهیم مدنظر و اقناع مخاطب، سرایندۀ مجموعه، بیش از همه به حرکت اندامها و مصنوعات متوسّل‌شده، در حالی که وضع ظاهری و بساوایی کمتر مورد توجّه بوده است. این ابزارها، غالباً کارکردی جانشینی و پس از آن کارکردهای مکمّل و کنترلی- جانشینی داشته اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراتحلیل شعر تزریق در پژوهش های معاصر</title>
      <link>https://rhetorical.semnan.ac.ir/article_10446.html</link>
      <description>یکی از طرزهای شاعری کمتر شناخته‌شده و خلاقانۀ شعر فارسی، طرز تزریق است که از قرن دهم هجری قمری تا نیمه‌های قرن یازدهم رواجی نسبی‌ داشته است. این سبک، با ویژگی‌های برجسته‌ای چون هنجارشکنی‌های زبانی-بلاغی، ساخت ترکیبات نامتعارف و بی‌معنایی ظاهری برای برخی از پژوهشگران و منتقدان جالب توجه بوده است. بسیاری از محققان، شعر تزریق را به دلیل عدول از قواعد مرسوم شاعری، سَبُک، نامطبوع و مهمل دانسته‌اند و همچنین آن را شکلی از طنز، تفنن ادبی و نقضیه معرفی‌ کرده‌اند. ما در این پژوهش بر آنیم تا با طبقه‌بندی، تحلیل و ارزیابی دستاوردهای پژوهشی پژوهشگران، سازگاری یا ناسازگاری آرای آن‌ها را با منابع تاریخی-ادبی و همچنین اشعار تزریق‌گویان بررسی و تبیین کنیم. علاوه‌بر این، مقالۀ حاضر به بازتعریفی از مفهوم معنا و بی‌معنایی در شعر تزریق پرداخته است. از جمله نتایج به دست آمده این است که اشعار تزریقی الزاماً دارای نحو سالم زبانی نیستند و صرفاً به منظور سرگرمی سروده نشده‌اند. دیگر آن که شعر تزریق با وجود هنجارشکنی‌های فراوانی که موجب بی‌معنا پنداشتن آن شده است، غالباً معنادار است و معناسازی در آن از هنجارهای خاص مرتبط با بستر تاریخی-فرهنگی موقعیت سروده شدن خود پیروی می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل زبان زنانه در رمان مادران و دختران، کتاب دوم؛ دده‌قدم‌خیر بر اساس سبک‌شناسی فمینیستی میلز</title>
      <link>https://rhetorical.semnan.ac.ir/article_10577.html</link>
      <description>اهمیت زبان، به عنوان یکی از ابزارهای کلیدی در شکل‌‌دهی و بازتاب ایدئولوژی‌ها، آن را به یکی از حوزه‌های اصلی مورد توجه فمینیست‌ها تبدیل کرده است. بررسی دقیق زبان می‌تواند ما را به درک عمیق‌تری از ساختارهای جنسیتی قدرت، سرکوب یا مقاومت برساند. در این پژوهش، به روش تحلیل کیفی و با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی، تلاش کرده‌ایم رمان دده‌قدم‌خیر را با تمرکز بر چارچوب سبک‌شناسی فمینیستی سارا میلز بررسی کنیم تا به نشانه‌های جنسیت در زبان این رمان به عنوان اثری روایی در بستر تاریخ دست یابیم. تحلیل نوشتار زنانه در سه سطح واژگان، جمله‌ها و گفتمان، نشان می‌دهد که نویسنده با استفاده از تعابیر زنانۀ متناسب، به‌کارگیری عینیت و جزئی‌نگری در جمله‌بندی و طرح دغدغه‌های زنان در سطح گفتمان، به بازتعریف بخشی از هویت زنان در نوشتار خود پرداخته است. رمان دده‌قدم‌خیر، نمونۀ برجسته‌ای را در استفاده از ویژگی‌های زبان برای ارائۀ تصویری پیچیده، پویا و انتقادی از تجربۀ زیستۀ زنان به نمایش می‌گذارد. این اثر، دومین کتاب از چهارگانۀ مادران و دختران مهشید امیرشاهی است و به نظر می‌رسد دیگرکتاب‌های این رمان هم می‌توانند در قالب این الگو بررسی شوند و در مجموع، نمونه‌‌ای قابل ‌توجه در نوشتار زنانه باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی شناختیِ درک الگوهای تعبیر استعاری زمان در زبان فارسی</title>
      <link>https://rhetorical.semnan.ac.ir/article_10701.html</link>
      <description>فهم ما نسبت به دنیای اطراف‌مان از طریق ابعاد مختلف زمان تحت تاثیر قرار می گیرد. به طور کلی، دو رویکرد متفاوت پیرامون عبارت‌های زمانی اشاره‌ای وجود دارد: یکی استعاره زمان متحرک و دیگری استعاره ناظر متحرک. در استعاره زمان متحرک، زمان به گونه‌ای تصور می‌شود که خودش در حال حرکت به جلو است. در مقابل، در استعاره ناظر متحرک، این ناظر است که در حال حرکت به جلو مفهوم‌سازی می‌شود. هدف از پژوهش حاضر تحلیل شناختیِ درک الگوهای تعبیر استعاری زمان در فارسی است. این پژوهش بر اساس زبان‌شناسی شناختی و پرسش مک‌گلون و هاردینگ (1998) در مورد درک استعاره زمان انجام می‌شود. جامعه‌ی آماری شامل 118 نفر فارسی‌زبان است که از میان دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان انتخاب شدند. برای تحلیل آماری داده‌های پژوهش از آزمون خی دو استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از آزمون خی دو، مشخص شد که الگوی اصلی درک تعبیر استعاری زمان در فارسی ناظرمتحرک است. غالب بودن الگوی ناظر متحرک در فارسی، می‌تواند بازتاب‌دهنده دیدگاه فرهنگی خاصی نسبت به زمان در میان فارسی‌زبانان باشد که در آن، فرد خود را در حال حرکت در زمان می‌بیند. همچنین، این پژوهش با تأیید نقش اطلاعات زمینه‌ای در درک استعاره‌های زمانی، بر اهمیت بافت فرهنگی و تجربی در شکل‌گیری مفاهیم انتزاعی تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی استعارة مفهومی عشق در غزلیات نظامی و خواجوی کرمانی</title>
      <link>https://rhetorical.semnan.ac.ir/article_10727.html</link>
      <description>نظامی گنجوی یکی از شاعران بزرگ ادب فارسی است که غزلیات وی مورد تتبع خواجوی کرمانی بوده‌است. عشق و نظام مفهومی آن یکی از مضامینی است که به دلیل با هم آیی مفاهیم عاشقانه با مفاهیم عارفانه در غزلیات هر دو شاعر جایگاه خاصی دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و بررسی استعاره مفهومی عشق در غزلیات نظامی و خواجوی ‌کرمانی صورت گرفته‌است. این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی&amp;amp;ndash; تحلیلی، حوزه‌ها ی محمل مشترک و حوزه‌های محمل متفاوت غزلیات نظامی و خواجو را از طریق دسته‌بندی طرح‌واره‌های تصویری مورد بررسی قرار می‌دهد. نتایج حاکی از آن است که طرح‌واره‌های تصویری برای مفاهیمی همچون غم، آتش، کشندگی، سکرآوری، رازآلود بودن، نوا، غلبه عشق بر عقل، نور، دعوی، بزم، شور، شیر، پوشاک، سلب کنندة آزادی و مقدس حوزه‌های محمل مشترک در شعرهای نظامی و خواجو است. از دیگرسو، حوزه‌‌های محمل غم و درد در غزلیات نظامی و خواجوی‌ کرمانی بیشترین بسامد را به خود اختصاص داده‌است. این بسامدهای مشابه برای این مفاهیم نشانگر نگاه مشابه این دو شاعر به مقولۀ عشق است؛ علاوه بر این شعر هر دو شاعر از چند حوزۀ غیرمشترک برای مفهوم‌سازی عشق نیز برخوردار است که نشان‌دهندة فردیت و نگاه هنری خاص هر شاعر به این مقوله است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
