تحلیل کاربرد جامعه‌شناختی انواع آیرونی در مصیبت‌نامۀ عطّار نیشابوری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه ایلام

2 دانشجوی دکتری زبان و اد بیات فارسی دانشگاه ایلام (نویسنده مسئول)

10.22075/jlrs.2019.17264.1437

چکیده

آیرونی از اصطلاحات مهم و پرکاربرد در سه حوزۀ نقد ادبی، فلسفه و بلاغت است که برای آن معادلهایی نظیر طعنه، استهزا، کنایه، طنز، تهکم، تجاهل العارف، ریشخند، وارونه گویی و ... قرارداده­اند؛ امّا هیچ یک از این معادلها تعریف درست و جامع و مانعی از آیرونی نیست. ساده­ترین تعریف از آیرونی تضاد بین بود و نمود است؛ امّا آیرونی علاوه بر تضاد بین بود و نمود، عناصر دیگری هم دارد که در ایجاد آن، نقش اساسی ایفا می­کنند. مصیبت­نامۀ  یکی از آثار مهم ادب عرفانی است که عطّار در این کتاب برای بیان مسائل اجتماعی و یا طرح مباحث عرفانی در قالبهای متعدد و مبتنی بر دریافت مخاطب از این شگرد هنری و انواع آن بهره جسته است. عطّار از موضعی فراتر از دیگران مسائل مهم زمانۀ خود را به دقت نگریسته و درک کرده است. نگارندگان با بررسی و تحلیل این اثر عرفانی دریافته­اند که عطّار از انواع آیرونی موقعیت، زبانی، ساده لوح، تقدیر، سقراطی، خودزنی و نمایشی در ساختار داستانهایش استفاده کرده است؛ می­توان گفت مهمترین دلایل استفاده از آیرونی در مصیبت­نامه، بستر روایی و داستانی کلام، بیان مضامین انتقاد اجتماعی و اخلاقی و خفقان سیاسی و محافظه­کاری عطّار بوده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The analysis of social application of irony varieties in Atar-e- Nishaburi’sMosibatname

نویسندگان [English]

  • Hassan Soltani kohbanani 1
  • kamyar saydi 2
1 Ilam University
2 Ilam University
چکیده [English]

Irony is one of the important and highly used term in the three fields of literal critics, philosophy and eloquence. There are many equivalent terms such as sarcasm, satire, quip, ridicule, etc. for it. But not of these equivalents are a comprehensive definition for it. The contrast between existence and representation is the simplest definition. However, more than this contrast, irony has other components that play crucial role in its creation. Mosibatname is one of the theosophical curtsy books in which he has used this artistic technique to present theosophical and social issues in varieties of patterns based on the readers’ understanding. Atar in a superior position than others, has deeply comprehended his contemporary issues. The authors, by carrying out this analysis, have understood that Atar has used different types of irony like situational, lingual, dramatic, and Socratic   in the structures of his stories. It can be said that the important reasons for using irony were flow of the story, expressing social and ethical concepts, political oppression, and Atar’s conservatism.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • irony
  • Atar-e- Nishaburi’s
  • Mosibatname
  • eloquence
  • narrative
- ابرمز، ام. اچ. (1387)، فرهنگ توصیفی اصطلاحات ادبی، ترجمة سعید سبزیان، چ 1، تهران: رهنما.
- احمدی ‌سعدی، راضیه (1380)، آیرونی و بازتاب آن در گزیده‌ای از نمایشنامه‌های معاصر ایرانی، پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد، دانشکدۀ هنر دانشگاه تربیت مدرس.
- ‌ارسطو (1335)، بوطیقا (فنّ شعر)، ترجمة فتح‌الله مجتبایی، تهران: اندیشه.
- انوشه، حسن (1381)، دانشنامۀ ادب فارسی، چ 2، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
- بهره‌مند، زهرا (1388)، آیرونی در ساختار مثنوی مولوی بر مبنای نظریة نقد نو، پایان‌نامة کارشناسی‌ارشد، دانشکدة ادبیات و زبان‌های خارجی دانشگاه علامه طباطبایی.
- پاینده، حسین (1385)، نقد ادبی و دموکراسی، تهران: نیلوفر.
- پورنامداریان، تقی (1374)، دیدار با سیمرغ (هفت مقاله در عرفان و شعر و اندیشه عطّار)، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی.
- جوادی، حسن (1384)، تاریخ طنز در ادبیات فارسی، تهران: کاروان.
- حلبی، علی اصغر (1365)، مقدّمه‌‌ای بر طنز و شوخ‌طبعی در ایران، تهران: پیک ترجمه و نشر.
- حسن‌وند، اشرف (1390)، عقلای مجنون درآثار عطّار نیشابوری، پایان‌نامة کارشناسی‌ارشد، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ارومیه.
- داد، سیما (1371)، فرهنگ اصطلاحات ادبی، تهران: مروارید.
- رحمانی‌فر، سیما و روح‌الله هادی (1394) نقدپژوهش‌هایآیرونی‌شناسیفارسی، فصلنامة نقد ادبی، شمارة 32، صص 171-193.
- رضایی، عربعلی (1382)، واژگان توصیفی ادبیات، تهران: فرهنگ معاصر.
- روستایی‌راد، الهام و مهین پناهی (1394)، آیرونی در شطحیات بایزید بسطامی، فصلنامة پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شمارة 36، صص 35-50.
- ریتر، هلموت (1379)، دریای جان، ترجمة عباس زریاب خویی و مهر آفاق بابیوردی، چ 3، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
- زرین‌کوب، عبدالحسین (1380)، صدای بال سیمرغ، چ 3، تهران: سخن.
- شفیعی‌آکردی، نرگس (1395)، آیرونی در مثنوی معنوی، پایان‌نامة کارشناسی‌ارشد، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه مازندران.
- صفایی، علی و حسین ادهمی (1392)، نگاهی به جلوه‌های آیرونی در اندیشه و اشعار پروین اعتصامی، ادبیات و زبان‌ها: زبان وادبیات فارسی، شمارة 228، صص 61-100.
- عطّار نیشابوری، فریدالدین (1386)، مصیبت‌نامه، مقدمه، تصحیح و تعلیقات محمّدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران: سخن.
- فتوحی، محمود (1392)، سبک‌شناسی، رویکردها و روش‌ها، چ 2، تهران: سخن.
- فرای، نورتروپ (1377)، کالبدشکافی نقد، ترجمة صالح حسینی، چ 1، تهران: نیلوفر.
- فروزانفر، بدیع‌الزمان (1379)، شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین عطّار نیشابوری، چ 2، تهران: سپهر انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
- قاضی، نعمت‌الله (1371)، به سوی سیمرغ، چ 6، تهران: سکه.
- کیرکگور، سورن (1395)، مفهوم آیرونی، ترجمة صالح نجفی، تهران: نشر مرکز.
- لرستانی، زهرا (1388)، آیرونی در مقالات شمس،مجلة مطالعات عرفانی، شمارة 9، صص 69-98.
مشاهری فرد، عطیه (1395)، تحلیل عنصر تضاد و تقابل در زیبایی‌شناسی با تکیه بر مصیبت‌نامه و غزلیات عطّار، پایان‌نامة دکتری، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرّس.
- مشرف، مریم (1387)، طعن یا آیرونی در آثار مهدی اخوان ثالث، ادبیات و زبان‌ها: جستارهای ادبی، شماره 161، صص 149-166.
- مقدادی، بهرام (1378)، فرهنگ واژگان نقد ادبی، تهران: نشر فکر روز.
- موسوی گرمارودی، علی (1380)، دگرخند، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر.
- موکه، داگلاس کالین (1389)، آیرونی، حسن افشار، تهران: نشر مرکز.
- Abrams, A.H. (1970), A glossary of literary terms, longman publivation, new york.
- Muecke ,D.C. (1980), Compass of Irony, methuen, New york-london.
- Frye. Northrop (1957), Anatomy of Criticism: four essays, Princeton University Press.