بررسی جایگاه زبان در سبک غزلیات عرفی شیرازی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی

2 استادیار زبانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی

چکیده

عرفی شیرازی، شاعر باریک­اندیش و خیال­پرداز قرن دهم هجری (999-963) است که با وجود عمر کوتاه خود زمینه­ساز رواج سبکی تازه در شعر فارسی شد. این شاعر که نگاه تیزبین و ذهن سرشار و خلاقی دارد، هم در خلق مضامین تازه و هم در ابداع ترکیبات و لغات بدیع، موفق عمل کرده و مضمون­آفرینی تازۀ خود را در یک سطح زبانی خلاق با ویژگی­هایی خاص و ابتکاری شکل داده است. در این مقاله سعی بر این است با بررسی غزلیات این شاعر، برخی ویژگی­های اصلی سطح زبانیِ شعر وی  با نگاهی سبک­شناسانه و از دیدگاه صرف و نحو تجزیه و تحلیل شود. به این منظور کوشش شده است با ارائة نمونه­های مختلفی از غزلیات عرفی، شاخصه‌های ویژۀ صرفی و نحوی سبک او که بسامد بیشتری دارد، بررسی شده و وجوه ممیّزۀ شعر او از این زاویه بیان شود. یافته­های پژوهش نشان می‌‌‌دهد، عرفی در اشعار خود با استفاده از ویژگی­های صرفی و نحوی زبان فارسی به نوآوری­هایی در واژه­ و ترکیب­سازی دست یافته ­است. شیوة این پژوهش کتابخانه­ای و به روش توصیفی ـ تحلیلی است. مرجع اصلی پژوهش و پایة تحلیل­ها غزلیات عرفی است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The review of the language position to the lyric style of Orfi Shirazi

نویسندگان [English]

  • Esmaeil Tajbakhash 1
  • Orang Ezadi 2
1 Allameh Tabatabaei University
2 Allameh Tabatabaei University
چکیده [English]

“Orfi Shirazi” is a subtle and imaginative poet in the tenth century of hegira (963-999) who in despite of his short life has been become the propagation plotting of the new style to the Persian poem. This poet who has a sharp-sighted look and an over filled mind has been successful either to the new content creation or to the innovation of the new compositions and words. By this way, he forms his own creation of content in a creative language level with the special and innovative features. In this essay, some of the main features of language level of his poem have been studied with a stylistic look, by reviewing lyric of his poet and it's inflection and syntax has been analyzed. The results show that Orfi has come up with innovations in words and combinations by Morphological and syntactic features of Persian language. The research is based on library studies and descriptive-analytic method and orfi’s Qazals are used as a source of analysis.
 
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Orfi Shirazi
  • the style
  • the language level
  • the inflection
  • the syntax
-­ آذر بیگدلی، لطفعلی‌خان (1336)، آتشکدۀ آذر،چ اوّل، تهران: امیر کبیر.
- احمد رازی، امین، (1340)، هفت اقلیم، مصحح جواد فاضل، چ اوّل، تهران: کتابفروشی علی­اکبر علمی و کتابفروشی ادبیه.
- احمدی گیوی، حسن و حسن انوری (1368)، دستور زبان فارسی 1، چ6 ، تهران: انتشارات فاطمی.
- حسن پور آلاشتی، حسین (1384)، طرز تازه،چ اوّل،تهران: سخن.
- خیام­پور، عبدالرسول (1388)، دستور زبان فارسی،چ 14، تبریز: ستوده.
- رضویان، حسین (1393)، سبک­شناسی زبانی داستان­های کوتاه جلال‌آل‌احمد،مطالعات بلاغی زبانی،سال پنجم، بهار و تابستان، شماره نهم، صص 131 ـ 146.
- سدارنگانی، هرومل (1355)، پارسی­گویان هند و سند،چاپ اوّل، هند: بنیاد فرهنگ ایران.
- سلندری، مرادعلی و دیگران (1394)، تکرار به مثابه دوگانه­سازی صرفی: با شواهدی از زبان فارسی، جستارهای ادبی، آماده انتشار، انتشار آنلاین.
- شفیعی کدکنی، محمدرضا (1386)، موسیقی شعر، چ دهم،تهران: آگاه.
-شفیعی کدکنی، محمدرضا(1374)، شاعر آینه­ ها، چ 2، تهران: سخن.
- عرفی، جمال­الدین سیدی (1382)، دیوان (غزلیات)، به تصحیح محمد ولی­الحق انصاری، ج1، چ2، تهران: دانشگاه تهران.
- فخرالزمانی، عبدالنبی (1340)، تذکره میخانه، به اهتمام احمد گلچین معانی، چ اوّل، تهران: شرکت نسبی حاج محمد حسینی و شرکاء.
- گوپا موی، محمد قدرت­الله (1336)، نتایج‌الافکار، به کوشش اردشیر خاضع، چ اوّل، بمبئی: چاپخانۀ سلطانی.
- معین، محمد (1375)، فرهنگ فارسی،تهران: امیرکبیر.
- نعمانی، شبلی (1368)، شعر العجم، جلد3، چ سوم، تهران: دنیای کتاب.
- نفیسی، سعید (1344)، تاریخ نظم و نثر در ایران در زبان فارسی، ج4، چ اوّل، تهران: فروغی.
- نهاوندی، عبدالباقی (1381)، مآثر رحیمی، چ اوّل، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
- وحیدیان کامیار، تقی (1386)، دستور زبان فارسی 1، با همکاری غلامرضا عمرانی، چ10، تهران: سمت.
- هدایت، رضا قلی­خان (1340)، مجمع‌الفصحا، ج4، چ اوّل، تهران: امیرکبیر.